۱۳۸۷ فروردین ۳۰, جمعه

انگیزه نامه

من یک چند وقتی هست که یک نیاز دارم که ارضا نمی شه ، کاری نداریم که چی هست و منظور از چند وقت، چند وقته و ... فقط
خواستم بگم انگیزم از این بلاگ چی بوده ، البته سابقا مواقعی که حس نوشتن بهم دست می داد به یاهو 360 متوصل می شدم اما
جدیدا یاهو دیگه شورشو در اورده ، و ایراداش داره میره روی مخ ، منم کلا اعصاب قدرتمندی ندارم. داستان سرایی نمیکنم
فقط نمی دونم چرا احساس کردم در اولین پست باید یه حرف مقدمه مانندی زد

۳ نظر:

ناشناس گفت...

میشه انگیزتون رو از انتخاب نامِ پاشا کوچک خانِ جنگلی هم بیان کنید.

دوستدارِ شما

Pasha Koochak khaneh jangali گفت...

بله عزیزم چرا نشه؟

ناشناس گفت...

میرزا کوچک خان جوانى خوش اندام، مودب و فروتن بود. چشمانى سیاه، سیمائى متبسم، بازوانى ورزیده و پیشانى باز داشت. در روابطاجتماعى با دوستان، خویشاوندان و آشنایان بسیار خوش برخورد، باعاطفه و توام با صمیمیت ‏بود .
منم میخوام عضو هیت جنگل بشم, یعنی سردارِ جنگل بشم, اجازه هست?!!!

حالا بعدا باهم حساب میکنیم:D

خیلی دوست دارم تو عشقِ منی*: