۱۳۸۷ فروردین ۳۰, جمعه

ساعت 4 و 29 دقیقه روز جمعه نمی دونم چندم اسفند ، قسمت اول

ساعت 4 و 29 دقیقه روز جمعه نمی دونم چندم اسفند ، قسمت اول
دوست دارم یک کم بنویسم ، اما موضوعشو هنوز انتخاب نکردم
البته اینرو هم متذکر بشم که برای نوشتن لزومآ نیازی به داشتن موضوع نیست ، کس شعر گفتن نه نیاز به
جای مشخص داره و نه مکان مخصوص! شما ممکنه هرجا یا هرموقع باهاش روبرو بشین ، از رو دیوار و روی درخت وتوی توآلت عمومی گرفته تا توی کتابا و تلویزیون و رادیو و روزنامه و غیره

اما هرگز نباید فراموش کرد که موضوع کس شعر می بایست هدف مند باشه البته تاکید می کنم در مواردی که کس شعر از قبل موضوع مشخصی داشته باشه، در غیر اینصورت یک کس شعر بی هدف هم منع قانونیی نداره . معمولا بهتره کس شعر رو کاملا بی مقدمه و ناگهانی آغاز کرد، این کار باعث جذب شدن خواننده میشه ، طبیعیه که اگه خواننده از ابتدا بدونه که قراره وقتش صرف خوندن یک کس شعر بشه ، از اول خوندنشو شروع نمی کنه ، در نوشتن کس شعر بهتره که تمام اصول ادبیاتی رعایت بشه و حتی المقدور باید سعی در استفاده از جملات قصار همراه با لفظی شیوا کرد، فصاحت بیان و صراحت کلام رو هم نباید از قلم انداخت ، این رویه باعث میشه که خواننده تا آخرین کلمه سعی درکشف پند اخلاقی یا نتیجه گیریی احتمالی کنه و باالطبع دقت خودشو هنگام خوندن چند برابر میکنه، غافل از اینکه داره یک متن کاملا کس شعر رو میخونه
اینطوری خواننده به قول معروف بیشتر اسکل میشه و این در واقع هدف هرکس شعر نویس حرفه ای میتونه باشه ،
نکته پر فایده بعدی استفاده از چاشنی طنزاست ، طنز تیر خوبیه که نه تنها توی تارییکی کاربرد داره بلکه در روشنایی هم کاملا جوابگوی نیازهاست ، این رو به این خاطر می گم چون در طنز یک نکته مهم هست ، اونهم همه پسند بودن طنزه ، این طوری هم اون آدم احمقه برای تفریح و خنده جذب کس شعر شما میشه هم اون آدمی که کلی حالیشه گول می خوره و فک می کنه که داره یک متن طنز خیلی پرمحتوا رو میخونه، دست آخر هم اگه هیچی نفهمید هیچ ایرادی نداره،اصلا هرچی بیشتر هیچی نفهمه ،بیشتر ازمتن و نویسنده خوشش میاد و پیش خودش میگه عجب متن سنگینی .................................. ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست: